تبليغاتX
قلم به دست

قلم به دست

جعفری را تحت تعقیب قرار دهید، بیش از اندازه به قبه‏اش مغرور شده است!

رئیس فراکسیون خط امام مجلس با انتقاد شدید از ادعای مطرح شده توسط سرلشگر جعفری، به دفاع از آیت‏الله موسوی خوئینی‌ها و بهزاد نبوی پرداخت و خواستار تحت تعقیب قرار گرفتن او توسط دادستانی نیروهای مسلح شد. وی همچنین از استعفای برخی از نیروهای سپاه به دلیل دخالت‌های اخیر سپاه پاسداران در سیاست خبر داد.

به گزارش پایگاه خبری پارلمان‌نیوز، حجت الاسلام والمسلمین حسین هاشمیان در پاسخ به سئوالی درمورد لغو مراسم شب‌های احیا در مرقد امام راحل اظهار داشت: "به خاطر فشارهایی که عده‌ای اوباش می‌آورند یاران امام از جمله ناطق نوری و خاتمی نمی‌توانند در حرم امام و در کنار او در شب‌های احیا سخنرانی کنند و این حرکتی در راستای امام زدایی است که متاسفانه شروع شده است."

وی با اشاره به ادعاهای اخیر فرمانده سپاه گفت: "از صحبتهای بی‌ادبانه جعفری متاسفم و این سخنان نابجا که برخلاف قانون بود هم نیز در راستای امام زدایی قابل ارزیابی است. نماینده مردم رفسنجان با تاکید براینکه فرمانده سپاه حق نداشته است، چنین اظهاراتی را مطرح کند گفت: "آقای موسوی خوئینی‌ها که آقای جعفری از او نام برده است در این کشور دادستان بوده است، بهزاد نبوی کسی است که در مقابل منافقین در زندان برای تثبیت رهبری امام (ره) ایستادگی کرد."

هاشمیان که سابقه نمایندگی در ادوار مجلس شورای اسلامی را در کارنامه خود دارد، تصریح کرد: "در تسخیر لانه جاسوسی که امام آن را انقلاب دوم نامیدند، آیت‌الله محمد موسوی خوئینی‌ها محور و مبنا بود و حالا برخی تخریب محورها و مبانی انقلاب را در دستور کار خود قرار داده‌اند. زمانی‏ که شهید رجایی، بهزاد نبوی را برای عضویت در کابینه خود به مجلس معرفی کرد در ستایش او گفت با اینکه منافقین همه را در زندان بایکوت کرده بودند و مخالف رهبری امام (ره)بودند، بهزاد نبوی برای تثبیت رهبری امام ایستادگی و مبارزه کرد."

وی افزود: "ناطق نوری كه عمر خود را برای استحكام پایه‌های نظام و تثبیت ولایت فقیه صرف كرد و از استقبال تا ارتحال، لحظه‌ای از كنار امام فاصله نگرفت، امروز در محدودیت قرار دارد و این از شگفتی‌های دوران است. ما دلبسته به نهاد سپاه هستیم و سزاوار نیست که فرمانده سپاه با اظهارات خود این نهاد مقدس را بد نام کند."

رییس فراکسیون خط امام مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه اظهارات سردار جعفری خلاف صریح نظرات امام درعدم دخالت نظامیان در مسایل سیاسی است، گفت: "این اظهارات در راستای امام زدایی قابل تعبیر است و او حق نداشته بعنوان یک نظامی وارد مسایل سیاسی شود."

هاشمیان با اشاره به بخش دیگری از اظهارات فرمانده سپاه در مورد مهدی هاشمی گفت: "آن زمان که مهدی هاشمی دست در دست مادرش از این زندان به آن زندان برای ملاقات پدر می‌رفت، آقای جعفری کجا بود؟ سردار جعفری حتی نمی‌داند که ولایت فقیه چیست آن وقت به خود اجازه می‌دهد در این مسایل وارد شود و اظهار نظر کند."

وی تاکید کرد: "حرکات سران سپاه و دخالت آنها در سیاست آثار سوء در بدنه سپاه به جا گذاشته به نحوی که بر اساس اطلاعات ما برخی در سپاه می‌خواند استعفا دهند و قصد دارند از این نهاد جدا شوند و این جای تاسف دارد. از دادستان نیروهای مسلح می‌خواهم جعفری را تحت تعقیب قرار دهد، چرا که او بیش از اندازه به قبه نظامی‌اش مغرور شده و باید حدود فعالیت نظامی‌اش مشخص شود."
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم شهریور 1388ساعت 23:16  توسط قلمک  | 

1984

به نام تک نویسنده هستی‌

 

بیشتر افرادی رو که میشناسم جورج اورول را با کتاب قلعه حیوانات (یا مزرعه حیوانات )میشناسند!کتابی‌ که شاید شاهکاری ادبی‌ سیاسی‌ باشه!چند ماه پیش که تو کتاب فروشی‌ میچرخیدم دنبال کتابهای جالب یک دفعه چشمم به جورج اورول و کتاب دیگرش به نام 1984 خورد!به خاطر علاقه به کتاب قلعه حیوانات و زیبایی‌ اون کتاب ،1984 را خریدم.در آن زمان به دلایل مختلف خوشبختانه فرصت خواندن را پیدا نکردم تا اینکه دو سه هفته پیش دوباره کنار کتاب های دیگه توجهم را جلب کرد.مثل قلعه حیوانات کتاب جالبی‌ بود ولی‌ چیزی که توجهم را خیلی‌ جلب میکرد شباهت عجیب این کتاب به وضعیت الان جامعه و مملکت ماست.آن طور که بعدا فهمیدم اورول این کتاب را سالها قبل از 1984 نوشته و احتمالا سعی‌ داشته مثل ژول ورن آینده را پیشبینی‌ کنه.

اما یکی‌ از مورد شباهت های این کتاب با دوران ما تلاش زیاد دولت کتاب (اروسیه)به آمار سازیست یا در واقع همان کاری که دولت نهم سعی‌ در انجام آن دارد.برای مثال در کتاب دولت سعی‌ کرده با تبلیغات با وسیله ای که نویسنده  نام آن را تله اسکرین گذاشته تولیدات را در حال افزایش و بسیار بیشتر از میزان مورد نیاز نشان بده طوری که شخسیت اصلی‌ داستان میزان تولید جنسی‌ مانند پوتین را فرضا 500 جفت در سال قبل به یاد دارد ولی‌ دولت اعلام می‌کند تولید در سال قبل 200 جفت بوده و الان 400 جفت است!یا مورد دیگری که نمونه آنرا در جامعه ما می‌توان مشاهده کرد ارائه امار و مقایسه آن با زمانی‌ است که آن تکنولوژی یا کالا یا وجود نداشت یا در ابتدای تولید یا کشف بوده است!مثلا دولت ما اعلام می‌کند که میزان برق قبل از انقلاب از هر 10 شهر یکی‌ بوده والان 9 شهر میباشد.حال آنکه در آن زمان تکنولوژی تولید و توزیع با این زمان بسیار متفاوت است. امریamri کهke درdar کتابketab بهbe صورتsoorat ناna توانی‌tavaani افرادafrad درdar  امرارemraar معاشmaash قبلghabl ازaz دولتdolat کنونی‌konooni وva رضایتrezaayat افرادafrad درdar اینin زمانzamaan ازaz وضعvaze زندگی‌zendegi خودkhod بیانbiaan می‌mi شودshavad.

تشابه دیگر سعی‌ دولت در از بین بردن و یا تغییر تاریخ میباشد کاری که در کتاب حتی با ارشیو روزنامه ها هم صورت می‌گیرد و اکنون ما با تحریف اموری که حتی بعد از انقلاب روی داده و تفسیر آنها به نحو دلخواه افرادafrad خاصkhas مشاهدهmoshahede می‌کنیمmikonim!

ایجادijaad دشمنdoshman فرضی‌farzi وva خطرkhatar دائمی‌daemi همham کاریستkarist کهke درdar کتابketab وva جامعهjame ماma بهbe صورتsoorat مشابهmoshabe برایbaraay درگیریdargiri اذهانazhaan عمومی‌omoomi توسطtavasot دو دولتdolat انجامanjam می‌گیردmigirad تاta جامعهjame توانایی‌tavanaii تفکرtafakor درdar موردmored وضعvaza` خودkhod راra کمترkamtar پیداpeyda کندkonad!

shbaahthaaayshbaahthaaayشباهتهای بسیارbesiar زیادziad دیگریdigari درdar کتابketab وجودvojood داردdarad مانندmaanand بی‌bi اشتباهeshtebah وva مقدسmoghadas جلوهjelveh دادنdadan رهبرrahbar دولتdolt هاha،ایجادijad تفرقهtafraghe بینbeyn مردمmardom وva غیرهgheyreh.اماama شایدshayad شبیهshabih ترینtarin موردmored شکنجهٔshekanjeye افرادafrad وva گرفتنgereftan اعترافea`teraf ازaz آنهاanha بهbe اعمالی‌aa`mali کهke مرتکبmortakeb نشدهnashode اندand وva جرمjorm اندیشیدنandishidan باشدbashad کهke اکنونaknoon درdar جامعهjame ماma بسیارbesiar دیدهdide می‌mi شودshavad!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت 3:15  توسط قلمک  | 

درج اخبار در مورد کروبی و موسوی و انتخابات ممنوع شد!


با اعلام ممنوعیت درج اخبار مربوط به مهدی کروبی و میر حسین موسوی و انتخابات ریاست جمهوری دهم در روزنامه های و نشریات داخلی دوره جدیدی از سانسور خبری آغاز شده است.


بنابر ابلاغ شورای عالی امنیت ملی از امروز درج هرگونه خبر در مورد "میرحسین موسوی، مهدی کروبی، انتخابات دهم ریاست جمهوری" در روزنامه‌هازو خبرگزاری ها ممنوع شد.
گفتنی است که این خبر تاکنون توسط شورای سردبیری دو روزنامه سراسری کشور تایید شده است.


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت 1:47  توسط قلمک  | 

کتاب موج سبز

گروهی از فعالان علاقه‌مند جنبش سبز، کتابی را تهیه کرده‌اند که هرچه درباره‌ی انتخابات ریاست‌جمهوری دوره دهم باید بدانیم و گزارش تمام وقایعی را که در فاصله‌ی 20 خرداد تا 10 مرداد 1388 اتفاق افتاد، یک‌جا جمع کرده است.


«کتاب موج سبز» تلاشی است در جهت رسوا کردن دروغ های عظیمی که از رادیو و تلویزیون، روزنامه های دولتی و... ساختند و در مقابل رسانه‌های دنیای مجازی آمدند تا بگویند آنچه که بر ما رفت. حال این کتاب هم سعی دارد از این فضا استفاده کند تا حقایقی را روشن سازد. مجموعه‌ی پیش رو با استفاده از منابعی که در همین فضا در دسترس همگان بود و هست، جمع آوری شده است؛ تنها با این امتیاز که نظم و ترتیبش به گونه‌ای است که از کنار هم قرار دادن وقایع و اطلاعات آن، می‌توان فهمید چه شد و چه بر سرمان آمد.

بررسی و تحلیل این اطلاعات قطعا کوشش دیگری را می‌طلبد، اما کتاب حاضر مصالح لازم برای تحلیل‌ها و تاملات جدی‌تر را فراهم می‌سازد. نویسندگان این کتاب ابراز امیدواری کرده‌اند که شرح و گزارش باقی ماجرا در مجموعه‌ای دیگر بیاید، و تنها حق‌التالیف این مجموعه را نیز توزیع و گسترش آن ذکر کرده‌اند، تا همگان بدانند کدام اجناسشان به غارت رفت و چه در کیسه دارند.

«کتاب موج سبز» که در سرفصل‌های زیر تهیه شده است:
- وقایع مهم پیش از برگزاری انتخابات
- متن کامل مناظره های تلویزیونی
- گزارشی از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری ایران (۱۳۸۸(
- پیامدهای اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری ایران (۱۳۸۸)
- گزارش کامل رخدادهای ۲۳ خرداد تا 8 مرداد 1388 به همراه تصاویر برگزیده
- اطلاعات کامل در مورد کشته شدگان
- اطلاعات کامل در مورد دستگیرشدگان
- واکنش رسانه های جهان به این انتخابات
- بررسی کلیه نظریات علمی و سیاسی در مورد احتمال تقلب در انتخابات ریاست جمهوری ایران (۱۳۸۸)
- گزارش تفصیلی کمیته صیانت از آرای میرحسین موسوی
- متن کامل کلیه بیانیه ها و نامه ها

فایل این کتاب 520 صفحه‌ ای را که حجم آن حدود 17 مگابایت است، از آدرس زیر می‌توانید دانلود کنید:

http://rapidshare.com/files/273815745/GreenWave.pdf.html

منبع: سایت موج آزادی

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت 22:31  توسط قلمک  | 

بیانیه شماره 12 مهندس میرحسین موسوی در مورد بازداشت دكتر سید علیرضا بهشتی، مهندس الویری و سردار مقدم

بسم الله الرحمن الرحیم

خبر دستگیری برادران عزیز آقایان دكتر سید علیرضا بهشتی و مهندس مرتضی الویری مسئولان كمیته پیگیری امور آسیب دیدگان حوادث ایام اخیر و سردار مقدم مسئول كمیته ایثارگران ستاد انتخاباتی اینجانب موجی از شگفتی و ابهام در دلبستگان به نظام اسلامی ایجاد كرده است. آنان به بند كشیده شده اند در حالی كه جرمی جز پیروی از راه انقلاب و دفاع از اجرای عدالت در مورد خون‌های به‌ناحق ریخته شده و كمك به خانواده بی گناهانی كه پس از انتخابات به زندان افتاده اند ندارند. آنان اینک در زندان به سر می‌برند در حالی که عاملان فجايع اخير آزادند و مسئولان ادعا
مي‌كنند حتما به جنایاتي كه رخ داده است رسیدگی خواهند كرد. آیا با از بین بردن اسناد جنایت و در بند کردن کسانی که حقوق قربانيان را پیگیری می‌کردند این کار را انجام مي‌دهيد؟
المرء یحفظ فی ولده. حرمت انسان‌ها در فرزندانشان پاسداری می‌شود. مردم اینك از مدعیان پرچمداری انقلاب اسلامی می پرسند حرمت شهید مظلوم انقلاب آیت الله دکتر بهشتی را در خاندان او چگونه رعایت کرده‌اید؟
مردم ایران!
کاملا پیداست که تلاش‌های شما برای بازگرداندن آرامش به جامعه قرار نیست با پاسخی خردمندانه روبرو شود. روزهايي خطير در پيش‌رو قرار گرفته است. دستگيري كسانی چون دكتر بهشتي يك نشانه است كه از حوادثي سهمگين‌تر خبر مي‌دهد. اما باطل رفتني است و آن چيزي كه به مردم سود مي‌رساند باقي مي‌ماند. و اما ما ينفع الناس فيمكث في الارض. آرامش و هوشياري خود را حفظ كنيد. سلسله حوادث جديدي كه آغاز شده است به مانند ديگر تحركات كور اين ايام براي مخالفان شما جز خسارت باقي نخواهد گذاشت. مراقب باشيد كه آنها شما را تحريك نكنند و به هنگام نابود كردن خود به
كاشانه و كشورتان لطمه نزنند.
اينجانب به ویژه هتك حرمتي كه از بهشتي مظلوم شده است را به فرزندان آن شهيد و شاگردان و پيروان و دوستداران او و تمامي دلبستگان به انقلاب و اسلام تسليت مي‌گويم و از خداوند آرزومندم ضايعه‌اي كه با اين عمل در قلب مردم ما ايجاد شده است با جاودانه كردن آبروی این خاندان جبران شود.
مير حسين موسوي

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت 3:4  توسط قلمک  | 

ما و گاو، گاو و ما!

امروز بلاگ یه اقایی‌ رو داشتم می‌خوندم در بارهٔ گاو نوشته بود!چند روز پیش خونه یکی‌ از اقوام رفته بودیم یه داستان جالب تعریف کرد!اول خودشو مینویسم بعدم چون برای خیلیا که تعریف کردم هیچی‌ نفهمیدم منظور مینویسم که خدای نکرده دچار کج فهمی‌ نشیم!
یه آقای انگلیسی‌ رفته بود هندوستان به همراه رانندش!داشتن میرفتن به سمت هتل که یه گاو از خیابان رد میشده!راننده نگه میداره ! صاحب گاو سر حیوون میبوسه!انگلیسی‌ از ماشین پیاده می‌شه و میگه این گاو همه جاش قابل ستایش هست!بعد دم گاورو می‌زنه بالا و باسنشو میبوسه!
سوار ماشین که می‌شه راننده ازش میپرسه که چرا اینجوری کردی!یارو جواب میده که آخه رسیده بود به سرش!

البته جسارتا منظور مینویسم که دچار سو تفاهم نشیم یه موقع!منظور مطلب این بود که ما جهان سومی‌ ها همیشه حتا مقدساتمون را هم خودمون تعیین نمی‌کنیم!


+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت 2:21  توسط قلمک  | 

اینجا تهران

ساعت 11 شب تو یکی‌ از خیابونای اطراف میدان ولی‌ عصر!حدود 20-30 نفر جوان زیر 25 سال به سمت پایین خیابان  حرکت می‌کنن!بهشون میخوره کارگرای لر، کرد یا از هر قوم دیگه ای!اول که دارن به سمتت میان یکم خوف میگیرتت!از کنارت رد میشن!می‌رن به سمت یه زمین بازی اون طرف خیابون!همشون باهم میگن و میخندن!دست اغلبشون یه کارتن هست!میرم جلو تر!تو تاریکی‌ خوب دیده نمی‌شه!حدود 200-300 نفر تو زمین بازی دراز کشیدن!خیلی‌ وقت بود پیاده شبا تو کوچه خیابون قدم نزده بودم!تاحالا این همه کارتن خواب باهم ندیده بودم فراموشم کرده بودم که هنوزم کارتن خواب هست یعنی‌ باور نمیکردم هنوزم به این تعداد اونم تو یه قسمتی‌ از شهر که جای بدی نیست این همه آدم جایی‌ برای خواب نداشته باشند!اونوقت ما فکر دخترای امپراطوری کوموریم!

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم شهریور 1388ساعت 22:30  توسط قلمک  | 

دفاعیه‌ رضا بهرامی‌نژاد* فیلم‌ساز، از یادداشت بابک ریاحی‌پور درباره موسیقی ساسی مانکن شوخی‌های ابزور


موسیقی ما- رضا بهرامی‌نژاد: هرچند کمی دیر، اما آمده‌ام تا بگویم چقدر به سلیقه و گوش موسیقی‌شناس آقای بابک ریاحی‌پور احترام می‌گذارم که در میان این دریای بی‌شکل رپ و پاپ امروز ایران، به‌درستی کار یک موزیسین با‌کاراکتر و یک ترانه‌سرای معروف اما زیرزمینی را برجسته کرده است و چقدر برای شجاعت ایشان احترام قائلم که در سرزمین پیرمردها به خطایی اعتراف کرده که نه سنتی‌ها را خوشایند است و نه نوگراهای روشنفکرش را. قصه‌اش این است که سایت «موسیقی ما» یادداشتی کوتاه از ایشان با عنوان «ساسی مانکن» منتشر کرد که در آن ریاحی‌پور از این خواننده جوان به‌عنوان پدیده موسیقی مردم‌پسند سال 1387 نام برده بود و دلایل خوشایند بودن موزیک‌اش را برمی‌شمرد. اما آن‌چنان واکنش‌ها به این یادداشت، خشم و هیاهوی کاربران این سایت را به‌همراه داشت که او ناچار شد در یادداشتی دیگر، دلایل دیدگاهش را باز کند و یادآور باشد که با وجود آن‌که سبک موسیقایی مورد علاقه‌اش «پروگرسیو راک» است اما تنوع سلیقه‌اش، دامنه‌های نامحدودی از دنیای موسیقی را در بر می‌گیرد.

در جواب آن همه کامنت خشمگین و حق به جانب، به‌راستی باید پرسید کسی که آن‌قدر جدیت دارد که ساز و موسیقی ایرانی را «مقدس» می‌خواند، آیا آن‌قدر ظرافت نیز دارد که طنز و ریش‌خند ساسی مانکن را در ترانه‌هایش ببیند؟ یا باید پرسید کسی که عمری است بی‌هیچ خلاقیتی به تقلید کارهای کلاسیک‌شده بزرگان آن‌ور آب دل خوش کرده و در نبودن اندک‌ فضای مطالعاتی و انتقادی موثر، گمان می‌برد که هنرمندی متفاوت است، چطور می‌تواند روحیه‌ی ابزورد و در عین حال اریژینال دهه هشتادی ساسی مانکن را درک کند؟ چطور می‌توان از آنان انتظار داشت که ببینند این بچه‌های دهه 1360 چگونه از توی زیرزمین‌هایشان موسیقی پاپ عقب‌مانده و من‌درآوردی بعد از انقلاب را منفجر کرده‌اند. موزیکی که توانایی‌اش را نداشت و ندارد که جز برای خواندن از ناتوانی و درماندگی و حسرت معشوقی از‌کف‌رفته، دهان برای چیز دیگری باز کند. موزیکی که شادمانی یادش رفته، که نفرین و ناله به ترجیع‌بند اصلی‌اش بدل گشته و بیش از هر‌چیز، مرثیه‌هایی مازوخیستی در وصف ملتی غم‌پرست می‌آفریند.

چه بخواهیم یا نه، ساسی مانکن معرف و نشانگر روح زمانه خودش است، همان‌گونه که آثار موسیقی پاپ هر سرزمینی (پاپ در معنای کلی‌اش و به‌عنوان موسیقی مردم‌پسند) این‌چنین‌اند. او همزمان که شادی و سرخوشی تین‌ایجرها را به ترانه‌هایش راه می‌دهد، واژگان خیابانی و روزمره نسل جدید را با طنازی در‌هم می‌پیچد و «لایف استایلی» را به ارمغان می‌آورد که به شدت با بچه‌های امروز و داستان‌هایشان همراه است و اصلا خود آن است. شوخی‌های ابزورد او با خودش و جدی نگرفتن هم‌نسلانش (برای مثال در قسمتی از یکی از ترانه‌هایش می‌گوید؛ «یارو فکر می‌کنه محسن مخملبافه»)، ناخودآگاه حامل پیامی است از نسلی که هیچ‌گاه به او اجازه داده نشده از خودش و خواسته‌هایش بگوید و از کودکی تا به امروز آن‌چنان بی‌محلی و سردی همه‌جانبه‌ای دیده که به‌ناچار به گونه‌ایی از بی‌اعتنایی ناب نسبت به دنیای اطرافش چنگ انداخته است. مطمئنا کشف مکانیسم این فرار بزرگ و منشا آن برای آن‌هایی که عمیقا خودشان را مرکز عالم می‌پندارند، تکان‌دهنده خواهد‌بود.

اجازه دهید سری به فرهنگ لغات ساسی بزنیم و واژه‌های ترانه‌هایش را با کمی مکث مزه‌مزه کنیم؛ «لب‌های پروتزی، روزهای فرد و زوج، مانتوی تنگ، مانکن، ساکشن، بلوتوث، کاپوچینو، سس کچاپ، آیس‌پک، بینی سربالا، ناخن‌های مصنوعی، دی‌اند‌جی، پدرسگ‌ها، کروواسی، میتسوبیشی، زرافه، خرچنگ، نی‌ناش‌ناش، جو‌جو، جرج بوش، جنیفر لوپز» این‌ها تنها مشتی از کلمات ترانه‌های اویند و به گمان من بیش از آن‌که نشانی از مبتذل‌بودن و یا چندپاره‌بودن کارش داشته باشند، خبر از فرهنگ شهری زنده و خودجوشی می‌دهند که منطق‌اش آن‌چنان باز و آسان‌گیر است که ظرفیت دارد تا هر چیز دیگری را هم در این کولاژ سرگیجه‌آور ببلعد. کامنت‌هایی که خوانندگان با نوعی وحشت اخلاقی برای یادداشت بابک ریاحی‌پور گذاشته‌اند ادامه همان داستان قدیمی و خرده‌گیرانه‌ای است که نه تنها سعی در درک فرهنگ مردمی ندارد که آن‌را به کلی در تضاد و دشمنی با فرهنگ والای جامعه می‌بیند. به گمانم بهتر است به‌جای آنکه پدربزرگ‌وار این پدیده اجتماعی را منحط بخوانیم و متعصبانه وا‌اسفا سر دهیم، این‌را دریابیم که اقبال گسترده نسل جدید به این‌گونه از موسیقی و تقلید از سبک زندگی و مدل مو و لباس ساسی (و یا دیگر خوانندگان محبوب‌شان) نوعی اعلام جنگ از سوی نوجوانانی است که دارند حساب و کتاب زندگی‌شان را از سلیقه و سبک زندگی ما جدا می‌کنند. گرچه می‌توانم به هر کسی حق بدهم که از این موسیقی خوشش نیاید، اما نمی‌توانم به آن کسی که می‌گوید چنین موسیقی‌ای «مبتذل» است پوزخند نزنم. خوشحالم که دوران چنین ارزش‌گذاری‌هایی تمام شده است. به قول «روی شوکر» :«هنر فرهیخته روز‌به‌روز بیشتر تبدیل به کالایی تجاری می‌شود، در حالی‌که بعضی از اشکال فرهنگ مردمی قابل احترام شده و خالی از تعصب مورد نقد قرار می‌گیرند».

یادمان باشد درست همین حالا، بچه‌هایی که هیچ‌کس هم حواسش بهشان نیست دارند با آهنگ‌های زیرزمینی‌شان خاطره جمع می‌کنند. روزی نوبت آن‌ها و قضاوت‌ها و ترانه‌های‌شان خواهد شد. روزی موسیقی از آن آن‌هایی خواهد شد که با تمام وجود شور زندگی را می‌خواهند و از نظام موسیقایی تکراری و کپک‌زده‌ای که سرشار از بغضی بیهوده و منفعل است بیزارند. و تا آن‌روز و تا پایان دعواهای ما، این بی‌بی‌سی فارسی است که از فرصت استفاده می‌کند و برای خواننده‌های پرطرفدار موسیقی زیرزمینی ایرانی در دُبی تریبون فراهم می‌کند.

رضا بهرامی‌نژاد، یازدهم شهریور 1388
+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم شهریور 1388ساعت 0:34  توسط قلمک  | 

مرد بی وطن

                                        به نام یگانه خالق هستی‌ بخش!

این بارمی‌خوام تیکه هایی‌ از چند کتابی‌ که جالب به نظر میرسید رو بنویسم:

این متن را از کتاب مرد بی‌ وطن کورت ونگات انتخاب کردم!

چرا در این زمانه این همه آدم از هم تعلق میگیرند؟دلیلش این است که خانواده ی گسترده نداریم قبلا این طور بود که وقتی‌ مرد و زن ازدواج می‌ کردند،عروس یک عالمه آدم جدید گیرش می‌ آمد تا از همه چیز باهاشان حرف بزند.داماد یک عالمه رفیق گیرش می‌ آمد تا جوک های خنک برایشان تعریف کند.

امریکایی‌ های خیلی‌ کمی‌،خیلی‌ خیلی‌ کمی‌،هنوز خانواده ی گسترده دارند.سرخ پوست های ناوهو،خانواده کندی.

اما بیشتر ما در این دوره و زمانه اگر ازدواج کنیم،فقط یک آدم دیگر هستیم برای یک آدم دیگر.داماد یک رفیق جدید گیرش آماده،اما طرف زن است.زن هم یک آدم جدید پیدا کرده تا باهاش از همه چیز حرف بزند،اما طرف مرد است.

امروزه روز اگر زن و شوهری با هم جر و بحث کنند ،شاید خیال کنند دارند بر سر پول یا قدرت یا س-ک-س یا بزرگ کردن بچه یا از این جور چیز ها دعوا میکنند .اما حرفی‌ که واقعا به هم می‌ زنند،هر چند خودشان هم خبر نداشته باشند،این است:"تو به تعداد کافی‌ نیستی‌!"

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم مرداد 1388ساعت 18:50  توسط قلمک  | 

ابطهی‌

                                     به نام خالق امروز و فردا

 

 

به به بسیار لذت بردیم.چقدر خوب و زیبا!جناب آقای ابطهی‌ فرمودند که اصل زندان بده ولی‌ اصلا زندان بدی نبوده.خوب لابد ماهم باید باور کنیم .چرا نکنیم؟مگه این همه حرفی‌ رو که شنیدیم و باور نکردیم بعدش معلوم نشد که راسته!نمونش هم حرفایی‌ که احمدی نژاد زد و طی‌ این سی‌ سال از مبون مردم شنیده بودیم.ولی‌ خداییش این یکی‌ دیگه خیلی‌ کلفت بود!بابا چرا نمی خواهید بفهمید مردم از این ناراحتن که به شعورشون توهین شده!از آقای عطریان فر که اصلا انتظار غیر اینو نداشتیم ولی‌ آقای ابطهی‌ شما چرا؟شما که دم از هالهٔ نور میزدی چرا؟آخه عزیز من ادم انقلابی‌ که نمیاد همهٔ مردمشو بفروشه بابا شماها که مثلا تو انقلاب مبارزه کرده بودین!حد اقل از امثال آقای رفسنجانی‌ یاد میگرفتید که این همه وقت تو زندان شاه بود و هیچ کس نفروخت!

البته آقای ابطهی‌ باید فکرشو میکردیم.همون موقع که آقای خاتمی‌ از موسوی حمایت کرد شما که همیشه دم از خاتمی‌ خاتمی‌ میزدید ایشون فروختید و رفتید تو ستاد آقای کروبی‌ باید میفهمیدیم که شما دنبال منافعتون هستید!نه اینکه آقای کروبی‌ بد باشه ها نه!اتفاقا یه تار موی ایشون به صد تا از امسال شما نمیدیم!مشکل از ادعای شما بود!حداقل نمیدومدی جلو دوربین این همه ادم این حرفارو نمیزدی! مگه نبوی و تاج زاده و امثالهم نبودند!حداقل حاضر نشدن مردمشون بفروشن!

اصلا شما که تو ستاد آقای کروبی‌ بودی بیخود کردی که راجع به حرفای موسوی نظر دادی.تو چه می‌دونستی‌ موسوی دچار توهم تقلب شده؟

تازه اومدی میگی‌ من هنوز خودمو از اصلاحات میدونم.مگه تو باید اینرو تعیین کنی‌.نه عزیزم این اصلاحات که باید اطرافینشو تعیین کنه!خوب انشاله به وعده هایی‌ که داده بودن بهت برسی.ولی‌بدون اگه فردا پس فردایی‌ آزاد شدیو فرار کردیو خواستی‌ بگی‌ مجبور شدم و تهدیدم کردم از این حرفا مردم قبول نمیکنن.اسمتم همیشه به عنوان خائن به ملت تو تاریخ ثبت می‌شه!

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388ساعت 23:4  توسط قلمک  |